نام شهید میکائیل
نام خانوادگی برانقوری
نام پدر میرزاولی
تاریخ تولد 1347/11/21
شغل کارگر
متاهل خیر
تعداد فرزند 0
تحصیلات ابتدایی
محدوده تهرانملارد
محل تولد زنجانماهنشان
محل سکونت البرزفردیسمرکزیفردیس
محل شهادت کرمانشاهسرپل ذهابمرکزیسرپل ذهاب
محل مزار مطهر شهید تهرانملاردمرکزیملارد
تاریخ شهادت 1366/12/29
یگان خدمتی ارتش هوابرد
مسئولیت آر پی چی زن
نحوه شهادت

90 شرح شهادت میکائیل برانقوری

بر اثر تک دشمن

زندگی نامه شهید میکائیل برانقوری
شهيد جاويد الاثر ميكائيل برانقوري در زمره ي بزرگاني است كه جان گرامي را نثار حقيقت و ارزش هاي ناب انساني نمود و هجرت گزيد تا جاودان بماند . ايشان روز دوازدهم مرداد سال 1347 در شهرستان طارم واقع در استان زنجان در خانواده اي نيكو نهاد و پاك سرشت بر اقليم سبز وجود پاي نهاد . پس از سپري نمودن دوران كودكي در كانون گرم و پر مهر خانواده ، براي فراگيري علم به دبستان راه يافت ، تحصيلاتش را تا مقطع سيكل ادامه داد . دوران نوجوانيش در روزهاي پيروزي انقلاب اسلامي و آغاز جنگ تحميلي سپري شد . سپس به خدمت مقدس سربازي رفت و در لشگر 55 هوا برد مشغول به خدمت گرديد ايشان به جبهه اعزام گرديد و مسئوليت آر پي جي زن را بر عهده گرفت و عاقبت روز بيست و نهم اسفند سال 1366 به موهبت سبز شهادت متنعم گرديد و به جمع شهيدان طريق حق و فضيلت پيوست
نامه شهید میکائیل برانقوری ( تاریخ نامه : 1366/6/20)
بسم الله الرحمن الرحیم سلام خدمت آقا داود وخواهر گرامی پس از تقدیم عرض سلام ،سلامتی شما را از ایزد یکتا خواهان وخواستارم وامید وارم که حالتان بسیارخوب وجای هیچ گونه ناراحتی در میان نباشد جز خوشی وخرمی انشاالله اگر جویای حال اینجانب میکاییل را خواسته باشید،الحمدالله ملالی نیست.وبه موقع به یگان رسیدم وهیچ خبری نیست وخط خلوت وساکت وآرام می باشد سلام به شما خواهر گرامی ،امید است که حالت خوب باشد وبا تندرستی به زندگی ادامه دهید وهمیشه با مهدی خوب رفتار کنی وزیاد سر مهدی داد نکشی ومهدی زیاد گریه وشیطونی نکند.از طرف من مهدی را ده بار بوس کنید.حتماً ،یادت نرود.سلام مرا به تمامی دوستان وآشنایان برسانیدوبه پدرومادرآقا داود نیزسلام دارم . وبه پدر ومادر خود نیز سلام برسانید وبگویید که جای من خوب است.دیگر وقت گرامیتان را نمی گیرم واز شما آقا داود وخواهر گرامی خداحافظی می کنم .شاد وشاد کام باشید و به امید دیدار چهل وسه روز دیگر
خاطره شهید میکائیل برانقوری (راوی : برادر شهید)
ميكائيل برايمان تعريف مي كرد كه يك روز كه عمليات داشتيم ، عراقي ها حمله كردند و ما مجبور به عقب نشيني بوديم . در اين حين يك نفر كه پايش قطع شده بود از من خواست با خودم به عقب برگردانمش . روي پشتم گذاشتمش و حركت كرديم وقتي به يك جاي گود رسيديم ، ايستاده آن مجروح را حمل مي كردم ، وقتي هم كه جاي گود نبود ، سينه خيز مي بردمش و بعد ، بقيه ي رزمندگان به كمك آمدند
JoomShaper