نام شهید داوود
نام خانوادگی جابری
نام پدر قریبعلی
تاریخ تولد 1342/1/1
شغل مهندس
متاهل خیر
تعداد فرزند 0
تحصیلات دانشجو
شهید جابری
محدوده تهرانملاردمرکزیملارد
محل تولد تهرانملاردمرکزیملارد
محل سکونت تهرانملاردمرکزیملارد
محل شهادت خوزستانخرمشهرمرکزیشلمچه
محل مزار مطهر شهید تهرانملاردمرکزیملارد
تاریخ شهادت 1367/3/6
یگان خدمتی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران
مسئولیت جهادگر سنگر سازان بی سنگر
نحوه شهادت

اصابت تیر به پیشانی

زندگی نامه شهید داود جابری

شهید داود جابری در سال 1342 در شهرستان ملارد دیده بر جهان گشود. فرزند اول خانواده بود. دوران کودکی را در زیر سایه پر مهر و محبت مادر و پدر بزرگوارش گذراند. داود برای فراگیری علم در رشته ی ریاضی در دبیرستان دهخدای کرج تحصیل کرد. سال 1359 دیپلم خود را اخذ نمود و در کنکور شرکت کرد و در رشته ی مکانیک قبول شد. ایشان در سال 1364 به عنوان سرباز سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به جبهه اعزام گردید و در یگان جهاد سازندگی به فعالیت پرداخت. تخصص او در این یگان مهندسی آب بود. 3 مرتبه به منطقه اعزام شد. در شرایطی که رزمندگان غیور اسلام با مقاومت و پیروزی در برابر کفر و باز پس گیری مناطق اشغالی از بعثیان کافر جنگ تحمیلی به سرانجام خود نزدیک می شد ، با قبول قطع نامه از جانب عراق و ایران که به منزله ی خاتمه ی جنگ بود . اما بعثیان متجاوز به طمع اشغال مجدد خاک ایران با تجهیزاتی به مراتب مجهزتر حمله کردند و خرداد ماه 1367 دیگر بار خاک تفتیده ی شلمچه مورد تهاجم دشمن قرار گرفت. اما بودند داود هایی که با تاسی از مولایشان اباعبدالله الحسین دلیرانه ایستادگی کردند و پای اجانب را از خاک ایران برای همیشه بریدند. این چنین شد که داود در سوم خرداد سال 1367 با اصابت تیر به پیشانیش به شهادت رسید و به آرزوی دیرینه ی همرزمان خود یعنی شهادت دست یافت. این شهید بزرگوار جزء زحمت کشان یگان سنگر سازان بی سنگر و شهید جهادگر محسوب می شود

خاطره شهید داود جابری (راوی : خواهر شهید)

آن زمانی که داود به جبهه اعزام می شد سن کمی داشتم و خاطره ی زیادی به یاد ندارم. فقط در همان دوران کودکی خود در روزی که داود به منطقه اعزام می شد و در همان اعزام به شهادت رسید ، من از او خواستم که وقتی بر می گردد برایم یک ساعت مچی کامپیوتری بخرد ، زیرا این نوع ساعت را خیلی دوست داشتم. داود رفت و به شهادت رسید و وقتی ساکش را برایمان آوردند دیدم یک ساعت مچی روی چفیه اش قرار دارد

JoomShaper