نام شهید سید قاسم
نام خانوادگی جلیلی
نام پدر سید عباس
تاریخ تولد 1347/6/18
شغل لوله کش
متاهل خیر
تعداد فرزند 0
تحصیلات ابتدایی
شهید جلیلی
محدوده تهرانملارد
محل تولد اردبیلخلخالمرکزیمجره
محل سکونت البرزفردیس
محل شهادت خوزستانخرمشهرمرکزیشلمچه
محل مزار مطهر شهید تهرانملارد
تاریخ شهادت 1367/5/5
یگان خدمتی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران
مسئولیت آر پی چی زن
نحوه شهادت

اصابت تیر

زندگی نامه شهید سید قاسم جلیلی

شهيد سيد قاسم جليلي در تاريخ 18/6/1347 در روستاي مجره واقع در شهرستان خلخال در خانواده اي متدين قدم به عرصه ي گيتي نهاد . ايشان فرزند چهارم خانواده بود . دوران كودكي را در دامان پر مهر و محبت پدر و مادرش سپري نمود براي فراگيري علم به دبستان راه يافت و تحصيلاتش را تا مقطع پنجم ابتدايي ادامه داد . ايشان حرفه آهنگري و لوله كشي را بر مي گزيند و از اين راه كسب درآمد مي نمايد پس از پيروزي انقلاب و با آغاز جنگ تحميلي ، سيد قاسم به دليل سن كمي كه داشت قادر به حضور در جبهه نبود ، مدتي گذشت انتظارش به ثمر رسيد و سال 63 يا64 از طريق بسيج به جبهه اعزام گرديد در طي مدتي كه در منطقه حضور داشت 2بار مجروح شد . ولي جراحتش هرگز مانعي براي ادامه حضورش در جبهه نگشت ، دوران سربازي اش فرا رسيد و به عنوان سرباز سپاه مجدد به جبهه اعزام گرديد ، مسئوليتش آر پي جي زن بود ، حدوداً 3سال حضور موثري را در منطقه ايفا نمود و سر انجام در تاريخ 5/5/1367 ، سيد قاسم در خاك هاي تفتيده ي شلمچه ، با اثابت تير به كتف و دستش به فيض عظيم شهادت نائل شد . روحش شاد و یادش گرامي

وصیت نامه شهید سید قاسم جلیلی

بسم الله الرحمن الرحیم وصیت نامه شهید سید قاسم جلیلی این وصیت نامه های که این عزیزان می نویسند مطالعه کنید . پنجاه سال عبادت کردید خدا قبول کند ، یکروز هم یکی از این وصیت نامه ها را بگیرید ومطالعه کنید وتفکر کنید . امام خمینی ره ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل ا... امواتا بل احیا ء عند ربهم یرزقون کسانی را که در راه خدا کشته می شوند مرده مپندارید بلکه آنان زنده اند و نزد خدا روزی می خورند . بنام ا... پاسدار حرمت خون شهیدان و با درود بر حضرت صاحب الزمان (عج) و نائب بر حقش امام خمینی و با سلام خدمت پدر ومادر عزیزم که بیست سال تمام تحمل زحمات مرا نموده و شبهای بی شماری رنج بی خوابی را بر خود هموار کرده اند تا توانستن مرا تا بدین سن برسانند تا در راه خدا جهادکنم و جان ناقابلم را در ره یزدان نثار نمایم . انشاا... خدا وند گناهان این بنده حقیر حقیر را که بیش از ریگهای بیابان است ببخشاید تا من هم روز محشر نزد مولایم رو سپید باشم . پدر و مادر عزیزم : حال شما جزو خانواده شهدا هستید مسلماً دیگر مسئولیتی سنگین بدوش خواهید داشت مبادا فکر کنید به خاطر شهادت من دیگر از غیر جدا شده و یا بالاتر از آنها هستید . شما بیست سال تمام در تربیت من کوشیدید و اینک کار و مسئولیتی بالا دارید و شما خون شهیدان را پاس دارید از اینکه ازمیان شما رفته ام افسوس نخورید چون من امانتی نزد شما بودم که می بایست نزد صاحب و مقصود اصلی اش (خدا) باز میگشتم این را نیز بدانید که خداوند حتماً از شما راضی خواهد بود چون امانتش را به نحو احسن تحویل نمودید . مادر عزیزم ، مهدی برادر کوچکم را آن چنان تربیت کن که بعداً ادامه دهنده راه امام حسین(علیه السلام) وحسینیان شده ً باشد تا در شما و انصار یاران و سربازان آقا امام زمان (عج) قرار گیرد ، تا او هم رفتارش زیبنده باشد ، کلامی را که یاد می گیرد نام خدا باشد . در ضمن دوست دارم خواهرانم همچون حضرت زینب (سلام ا... علیها) صبور و مقاوم تربیت شوند و همیشه در راه خدا قدم بردارند تا در فردای قیامت نزد حضرت فاطمه زهرا(سلام ا... علیها) رو سپید باشند ، این را بدانید که سلاح زن همان حفظ حجاب و عزت و شرف است ای زن به تو از فاطمه اینگونه خطاب است زیبنده ترین زینت زن حفظ حجاب است ای مادران چنانچه جسد فرزندانتان برای شما نیامد آنرا طلب نکنید چون کسی که در راه خدا قربانی میدهد دیگر آنرا پس نمی گیرد دوستان عزیزم اول آنکه هر بدی و خوبی از من دیدید حلال کنید ، برادران عزیز اگر خواستید ورزش کنید ورزشی را انتخاب نمائید که بعد ها بتوانید از راه آن استفاده کنید هم از نظر روحی و هم از جهت جسمی . نگذارید کسانیکه ورزش را هدف قرار داده اند از شما استفاده کنند و وحدت را در خودتان بیشتر نمائید و نیز خدا را هدف اصلی تلقی کنید ، ای جوانان مبادا در بستر بمیرید که امام حسین (علیه السلام) و یارانش در میدان نبرد شهید شدند جبهه به وجود شما عزیزان نیاز مند است شما که به یاری خدا ایران را کربلای ثانی نموده و شمائید که پاسخ دهنده (( هل من ناصر ینصرنی)) حسین زمان هستید ، آری دعای به جان امام و رزمندگان اسلام را فراموش نکنید انشا ا... که خداوند شما را در کارهایتان موفق و پیروز بدارد

خاطره شهید سید قاسم جلیلی (راوی : پدر شهید)

سيد قاسم هيچ وقت بدون نماز سر سفره نمي نشست ، اول نماز مي خواند سپس غذا مي خورد

خاطره شهید سید قاسم جلیلی (راوی : مادر شهید)

سيد قاسم هر وقت به مرخصي مي آمد غذاي گرم نمي خورد و مي گفت در جبهه بچه ها نمي توانند غذاي گرم بخورند

خاطره شهید سید قاسم جلیلی (راوی : مادر شهید)

وقتي سيد قاسم مي خواست به جبهه برود ، گريه كردم و خداحافظي نكردم ، راضي نبودم كه به جبهه برود . بدون خدا حافظي رفت ولي بعد از هفت روز برگشت و گفت : نتوانستم در جبهه بمانم چون شما ناراحت بودي ، حالا رضايت بده تا بروم و من رضايت دادم

JoomShaper