نام شهید سید نصرالله
نام خانوادگی نی بند
نام پدر سید محمد
تاریخ تولد 1336/3/15
شغل عکاس
متاهل خیر
تعداد فرزند 0
تحصیلات دیپلم
محدوده تهرانملاردمرکزیملارد
محل تولد خوزستانشوشترمرکزیشوشتر
محل سکونت تهرانملاردمرکزیمارلیک
محل شهادت خوزستاندشت آزادگانمرکزیفکه
محل مزار مطهر شهید خوزستانشوشترمرکزیشوشتر
تاریخ شهادت 1361/11/18
یگان خدمتی نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران
مسئولیت فرمانده تیپ
نحوه شهادت

ثبت نشده

زندگی نامه شهید سید نصر الله نی بند

شهید نصر اله نی بند در تاریخ 15/3/1336 در شهرستان شوشتر واقع در اهواز در خانواده ای متدین قدم به عرصه ی گیتی نهاد. دوران کودکی را در کانون پر مهر خانواده گذراند. ایشان در خانواده ای انقلابی رشد کرد. برادرش سید عباس در اوایل جنگ تحمیلی به شهادت رسید. بعد از شهادت عباس نصر اله دگرگون شده بود. خیلی وقت ها سر قبر برادرش با او حرف می زد و گریه می کرد. نیمه شب ها تا صبح نماز های طولانی می خواند. گاهی هم با دوربینش عکاسی می کرد. عکاسی کار مورد علاقه ی نصراله بود. آن روز ها خانواده نصراله در اواسط سال 1360 از طرف بنیاد شهید از اهواز به مشهد منتقل شده بودند و نصراله می خواست به هر بهانه ای که شده از آنجا راهی جبهه شود. با وجود مخالفت های مادرش ، نصراله برای رفتن عزم نموده بود تا بالاخره مادر راضی شد و نصراله در لشگر 77 پیروز خراسان عضو شد. 23 سالش بود که به جبهه رفت. شهادت برادرش سید عباس در روز های ابتدای جنگ برای خاواده اش که هنوز مفهومی از جنگ در ذهن نداشتند خبر تکان دهنده ای بود اما قصه تمام نشد. انگار شهادت گوهری شده بود که همه آرزوی دست یافتن به آن را داشتند و سید نصراله برادر کوچک سید عباس برای رسیدن به آن انتخاب شده بود که در 12 اسفند ماه 1361 در عملیات والفجر 1 به شهادت رسید و پیکر مطهرش را در شوشتر کنار مزار برادرش به خاک سپردند

خاطره شهید سید نصرالله نی بند (راوی : ....)

همیشه از خدا خواسته بود که با بدنی پاره پاره از این دنیا برود و همین طور هم شد. مادر شهید نقل می کنند : که در زمان خاک سپاریش آرام و خندان بود. انگار نه انگار که بدنش از خمپاره تکه تکه شده بود. از جمله نصایح و توصیه های او نماز اول وقت و رعایت حجاب بود

خاطره شهید سید نصرالله نی بند (راوی : مادر شهید)

پس از شهادت عباس ، نصر اله برای جبهه رفتن اصرار داشت. بهش می گفتم : اگر می خواهی مادرت را دیوانه کنی تو هم برو. اما او در جوابم می گفت : تو باید مادر نمونه ای باشی. باید از حضرت زهرا (س) الگو بگیری. چرا برای دادن 2 شهید بی قراری می کنی؟ نمی دانم پسرم این را چطور در خودش پرورش داده بود؟! فقط می دانم با همان سن کمش به من که مادرش بودم درس اخلاق می داد

JoomShaper