نام شهید احمد
نام خانوادگی طیبی
نام پدر صفر علی
تاریخ تولد 1345/7/6
شغل آزاد
متاهل خیر
تعداد فرزند 0
تحصیلات دیپلم
محدوده تهرانملارد
محل تولد مرکزیاراک
محل سکونت تهرانملارد
محل شهادت خوزستانخرمشهرمرکزی
محل مزار مطهر شهید تهرانملاردمرکزی
تاریخ شهادت 1364/1/1
یگان خدمتی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران
عملیات بدر
مسئولیت مکانیک تانک و خنثی کننده بمب
نحوه شهادت

108 شرح شهادت احمد طیبی

زندگی نامه شهید احمد طیبی
شهيد احمد طيبي در تاريخ 6/7/1345 در اراك در خانواده اي متدين قدم به عرصه گيتي نهاد ايشان فرزند ششم خانواده بود دوران كودكي را در كانون گرم و پر مهر خانواده اش سپري نمود . براي فراگيري علم به دبستان راه يافت . مقاطع تحصيلي اش را يكي پس از ديگري با موفقيت پشت سر مي گذاشت و موفق به اخذ ديپلم گرديد در دوران تحصيلش ، تابستان ها در مغازه در وپنجره سازي كار مي كرد . پس از پيروزي شكوهمند انقلاب اسلامي در بسيج فعليت خود را آغاز نمود و درسال 1361 لبيك به نداي رهبرش را با حضور در جبهه هاي نبرد حق عليه باطل ديد و از طرف سپاه پاسداران به جبهه اعزام گرديد . ايشان در طي حضورش در منطقه 2 بار از ناحيه سر و گردن مجروح مي شود و 2 بار هم به همراه تعدادي از رزمندگان اسير و بعد موفق به فرار مي شوند . احمد تانكهاي شوروي را تعمير مي كرد و خنثي كننده بمب هاي شيميايي بود . همچنين يكي از ابتكارهاي ايشان تند رو كردن قايق هاي موتوري بود . مسئوليت ايشان در منطقه رئيس يگان موتور قايق ها بود و مدتي هم سمت فرماندهي را نيز بر عهده داشت . احمد در عمليات فتح المبين – بيت المقدس – خيبر- كربلاي 1، 4،3،2، و عمليات بدر نيز حضور داشت . در عمليات بدر در تاريخ 1/1/76 احمد در رود كارون مشغول تست يكي از بمب ها بود كه در رود غرق مي شود و به شهادت مي رسد
خاطره شهید احمد طیبی (راوی : برادر شهید)
تقريباً 3 ماه قبل از شهادتش از سوريه آمد و به برادر خود گفت كه من را به استاديوم فوتبال ببر . چون فرمانده اش به خاطر وظيفه شناسي اش به عنوان تشويقي بليت استاديوم داده بود
خاطره شهید احمد طیبی (راوی : برادر شهید)
در عمليات بيت المقدس از ناحيه سر مجروح مي شود و يك ماه در بستر بيماري بود اما باز به جبهه برگشت و بار ديگر از ناحيه سر و گردن مجروح شد
خاطره شهید احمد طیبی (راوی : برادر شهید)
احمد همراه همرزمانش در منطقه حضور داشتن ، به آنها اسلحه اي داداه نشده بود و مجبور مي شوند كه شبيخون بزنند و اسير مي شوند . راديو عراق خبر اسارتشان را داد . اما موفق به فرار مي شوند و احمد 10-11 صبح به اراك مي رسد
JoomShaper