نام شهید محرم علی
نام خانوادگی یزدی
نام پدر عزت الله
تاریخ تولد 45/6/20
شغل محصل
متاهل خیر
تعداد فرزند 0
تحصیلات سیکل
شهیدمحرمعلی یزدی
محدوده تهرانملاردمرکزیملارد
محل تولد تهرانملاردصفادشتیوسف آباد قوام
محل سکونت تهرانملاردصفادشتیوسف آباد قوام
محل شهادت ایلاممهرانقلاویزان
محل مزار مطهر شهید تهرانملاردصفادشتبی بی سکینه
تاریخ شهادت 64/7/27
یگان خدمتی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران
مسئولیت فرمانده گردان
نحوه شهادت

اصابت ترکش به گلو

زندگینامه شهید محرم علی یزدی

شهيد محرمعلي يزدي در تاريخ 20/6/1345 در روستاي يوسف آباد از توابع شهرستان شهريار ديده به جهان گشود. ايشان فرزند هفتم و پسر چهارم خانواده بود . دوران كودكي را در كانون گرم و پر مهر خانواده اش گذراند . براي فراگيري علم به دبستان راه يافت . تحصيلاتش را تا سوم راهنمايي ادامه داد ، پس ازپيروزي انقلاب اسلامي و با آغاز جنگ تحميلي . رسالت خويش به نداي رهبرش را در حضور در جبهه نبرد حق عليه باطل ديد و به جبهه اعزام گرديد و عضوي از لشگر 27 محمد رسول الله گشت ، همرزمان اين شهيد بزرگوار كه در مصادف ارتش كفر ايستادگي كردند حاج مرتضي خلج و جواد شيدائيان بود . سرانجام در تاريخ 27/7/1364 ، محرمعلي در منطقه قلاويزان واقع در مهران (غرب) كه براي شناسايي منطقه رفته بود ، به علت اصابت تركش به گلويش در سن 19 سالگي به فيض عظيم شهادت نائل شد و روحش به لقاءالله پيوست .

وصیتنامه شهید محرم علی یزدی

من به یگانگی پروردگار بی همتا و خاتمیت پیامبر گرامی اسلام و ولایت 14 معصوم پاک شهادت میدهم و تصدیق میکنم که حضرت امام خمینی نائب بر حق امام زمان (عج) می باشد. خواهر و برادران من ،من که لیاقت ندارم برای شما وصیت نامه داشته باشم ولی برای تذکر این چند جمله را از منه بنده حقیر خدا قبول کنید حساب بلا عمل : امروز عمل است بدون حساب و فردا حساب است بدون عمل دنیا جای عمل است و کار و آخرت جای نتیجه گیری و حساب پس دادن مثل فرمایش امیر المومنین که میفرمایند: دنیا خانه عبور و آخرت خانه اقامت است ،آخرت است که به دنیا معنی میدهد پس برادران قبل از اینکه مرگ به سراغ انسان بیاید تا میتوانیم اعمال صالح انجام دهیم و به کوله باری که برای خودمان بسته ایم نظر کنیم و ببینیم چه داریم برای جواب ،یک کمی به تاریکی و فشار قبر و روز قیامت فکر کنیم نکند این دنیای فانی و بی ارزش گولمان بزند و ما در مقابل خداوند و ائمه و شهدا رو سیاه شویم .

نامه شهید محرم علی یزدی ( تاریخ نامه : 0/1/1)

بنام خداوند بخشنده مهربان و با درو و سلام فراوان به پیشگاه مقدس آقا امام زمان و نائب بر حق او خمینی بت شکن . و با عرض سلام خدمت خانواده مهربانم امیدوارم که حالتان خوب باشد اگر از احوالات این بنده حقیر خواسته باشید الحمد الله خوب هستم و دعا گوی شما خانوتده حزب الله و از خداوند منان خواستارم که هر چه زودتر ما را به ابا عبد الله به پیروزی موفقی برساند و مادر گرامیم امیدوارم که از راه دور سلام این فرزند محبوبت را پذیرا باشی و از دعای خیرتان که حتما اجابت میشود مارا بهره مند سازید .و سلام گرم خود را از سنگر جبهه به خواهر عزیزم رقیه و براداران گرامیم رضا و عزیز الله میرسانم و امیدوارم که در کارهای صالح خود موفق و پیروز باشید و از این که نامه ام به دست شما رسید خیلی خوشحال شدم و فعلا از شما یک نامه بیشتر دریافت نکرده ام امیدوارم که برایم زیاد نامه بنویسید و ما هم از رویدادها باخبر باشم و جواب ها را فوری فوری برایم بنویسید و بفرستید دیگر مزاحم وقت گرانبهای شما نمیشوم و از همه شما التماس دعا دارم .

خاطره شهید محرم علی یزدی (راوی : برادرزاده و همرزم شهيد ، آقاي قنبرالله دادي )

محرمعلي هميشه با وضو بود ، يادم است در منطقه كه بوديم ، هوا بسيار سرد بود ، در آن سرماي هوا رفت وضو گرفت ، از شدت سردي هوا ، وقتي وضو گرفت ، دستانش ترك برداشت و خون از دستانش جاري شد .

خاطره شهیدمحرم علی یزدی (راوی : جعفر یزدی)

محرمعلي از غيبت كردن متنفر بود . يك روز مادرم از مسجد به خانه آمد و گفت حاج آقا نمازش را بد خواند و قشنگ دعا نكرد تا محرمعلي اين حرف را شنيد گفت مادر چرا غيبت كردي شما الان پشت سرش نماز خواندي ، به هر حال نبايد اينجوري راجع به او حرف بزني . بايد حلاليت بطلبي . شب شد حاج آقا را به خانه آورد و گفت : حاج آقا ، مادرم مي خواهد از شما حلاليت بطلبد .

JoomShaper