نام شهید یوسف
نام خانوادگی قوجالو
نام پدر محمد
تاریخ تولد 47/4/5
شغل کشاورز
متاهل خیر
تعداد فرزند 0
تحصیلات سیکل
شهیدیوسف قوجالو
محدوده تهرانملاردمرکزی
محل تولد قزوینآوج
محل سکونت تهرانملاردصفادشتیوسف آباد قوام
محل شهادت * خاک عراقشیخ محمد
محل مزار مطهر شهید تهرانملاردصفادشتبی بی سکینه
تاریخ شهادت 67/3/1
یگان خدمتی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران
مسئولیت فرمانده دسته
نحوه شهادت

اصابت ترکش خمپاره به گردن

زندگینامه شهیدیوسف قوجالو

در تابستان سال 1347 در یکی از روستاهای شهر قزوین در خانواده ای کشاورز ومحب اهل بیت دیده به جهان گشود تا سال چهارم ابتدایی رادر زادگاهش به تحصیل علم پرداخت آن زمان مصادف با اوج گیری مبارزات ملت مسلمان ایران علیه رژیم سفاک پهلوی بود شهید یوشف قوچالو با کمی سنش رد تظاهراتها حضوری پررنگ داشت.در سال 1358 به همراه والدینش از زادگاهش به روستای یوسف آباد قوام شهریار مهاجرت نمود برای ادامه تحصیل در دبستان عمار یاسر ثبت نام کرد بعد از اتمام مقطع دبستان راهی مدرسه راهنمایی شد وبا تلاش فراوان دوره راهنمایی را نیز به پایان رساند در سال 1364 توفیق حضور در جبهه های نور علیه ظلمت را یافت ودر عملیات پیروزمند والفجر 8در کنار دیگر فرزندان غیور اسلام با دشمن سرتاپا مسلح بعثی با نیروی ایمان دلاورانه از دین ومیهن عزیزش به دفاع برخواست در عملیات ظفر مند کربلا 5از ناحیه دست راست مورد اصابت تیر کلاشینکف قرار گرفت وبه شدت مجروح شد پس از بهبودی نسبی بار دیگر برای مبارزه باخصم کافر راهی جبهه شدمدتی به عنوان فرماندهی دسته به آموزش نظامی برادران رزمنده همت گمارد.در عملیات والفجر6 در حالی که فرماندهی دسته ای از برادران بسیجی را بر عهده داشت در کوههای شیخ محمد مورد اصابت ترکش خمپاره از ناحیه قلب قرار گرفت وسبکبال روح ملکوتی اش با تحفه شهادت به سوی جایگاه ابدیش به پرواز درآمد.

وصیتنامه شهیدیوسف قوجالو

بسم الله الرحمن الرحیم با حمد وسپاس خدای را که مارا آفرید وبه ما آنچه نمیدانستیم آموخت وبا سلام به ولی عصر صاحب اصلی ما ونائب برحق او امام خمینی قصد این نداشتم که وصیتی کرده باشم اما طبق وصیت رسول اکرم به حضرت علی که میفرماید یا علی هرکه وقت مرگ وصیت خوب وکامل نکند در مروت او نقصانی وجود دارد وبه شفاعت اهل بیت نائل نمیگردد وحقیر هم آنچه در عمر خود تجربه کردم به شما بازگو می کنم وای برادران وخواهران امام عزیز را تنها نگذارید ودستوراتش مو به مو اجرا کنید جبهه هارا خالی نگذارید که جنگ اسلام وکفر است ومن افتخار میکنم به این که توفیق جبهه آمدن راداشتم وبالاخره خدا چنین خواسته است که ما بیاییم جبهه وشهید شویم وامانمیدانم لیاقت شهید شدن را داشتم یا نه وای خدا آن روز نرسد که ما باشیم وامام نباشد وای جوانان نکند در رختخواب ذلت بمیرید که حسین در میدان نبرد شهید شد وای جوانان مبادا در غفلت بمیرید که علی در محراب عبادت شهید شد ومبادا در حال بیتفاوتی بمیرید که علی اکبر حسین در راه حسین وبا هدف شهید شدوای پدران ومادران مبادا رفتن فرزندانتان به جبهه جلوگیری کنید فردا در محضر خدا نمیتوانید جواب زینب کبری را بدهید که تحمل 72شهید رانمود همه مثل خاندان وهب جوانانتان را به جبهه بفرستید وحتی جسد اورا هم تحویل نگیرید زیرا مادر وهب فرمود سری را که در راه خدا داده ام پس نمیگیرم برادران استغفار ودعا را از یاد نبرید که بهترین درمانها برای تسکین دردهاست وهمیشه بیاد خدا باشید ودر راه او قدم بردارید وهرگز دشمنان بین شما تفرقه نیاندازند وشما را از روحانیت متعهد جدا نکنند که اگر چنین کردند روز بدبختی مسلمانان وروز دفن اسلام وروز جشن ابر قدرتهاست حضورتان در جبهه های حق علیه باطل ثابت نگهدارید واز اینجا رهبر عزیزم عهد میبندم تا آخرین قطره خونم سنگر اسلام را ترک نخواهم کرد با خداوند بزرگ عهد وپیمان میبندم که در تمام کربلاها ودر تمام عاشورا ها حسین زمان را یاری کنم وسنگر حسین را خالی نکنم تا هنگامی که همه احکام الهی واسلام در زیر پرچم اسلامی امام زمان به اجرا در آید سخنی با پدر ومادر عزیزم پدرجان قبل از خداحافظی می خواستم بگویم که مرا حلال کنی چون 17 سال برای من زحمت کشیده ای ومن بعداز 17 سال یک تکه کاغذ برایت باقی می گذارم واز شما عاجزانه تقاضا میکنم که مرا حلال کنی چون قرآن کریم می فرماید رضای خدا مطابق با رضای والدین است پدر جان خداحافظ مادرم سلام مادر جان یوسف تو میرود تا راه بسته شده کربلا را به روی عاشقانش باز کند یوسفت میرود تا به علی اکبر حسین بگوید که من هم امام خود را یاری کردم مادرجان از شما طلب مغفرت میکنم خداحافظ مادر جان وای برادران عزیزم ولی الله اسماعیل علی جبهه ها را خالی نگذارید ارگانهای انقلابی را پر کنید مخصوصا بسیج را خالی نکنید ونگذارید مادرم جای خالی مرا احساس کند وامام را تنها نگذارید برادرانم خداحافظ وای خواهران عزیزم فرزندانتان را در راه اسلام تربیت کنید وزینب گونه در مرگ من ناراحت ودر آخر وصیت من این است که سه ماه روزه قضا دارم وسه سال نماز قضا دارم وبه برادر ولی الله توسلی 600 تومان بدهکارم واز بابت کتابهای مسابقه ای که به مناسبت 22 بهمن وبه آقای محرم حبیبی 200 تومان بدهکارم وبه علی حبیبی 100 تومان بدهکارم ونیز به کتابخانه شهید رحیمی 500 تومان بدهکارم والسلام علی من الطبع الهدی 20/2/64 بنده حقیر خدا یوسف قوچالو

خاطره شهیدیوسف قوجالو (راوی : نامشخص)

چون سن كمي داشت با شناسنامه ي برادرش به جبهه رفت ، وقتي هم به مرخصي مي آمد و برايش تشك پهن مي كردم ، مي گفت مگر الان بچه ها روي تشك مي خوابن ، جمع كن روي زمين مي خوابم .

JoomShaper