نام شهید غلامرضا
نام خانوادگی رشیدی
نام پدر فتح الله
تاریخ تولد 1343/1/1
شغل پاسدار بسیجی
متاهل بله
تعداد فرزند 3
تحصیلات دیپلم
محدوده تهرانملاردمرکزیملارد
محل تولد کرمانشاهسرپل ذهابمرکزیبشیوه پا طاق
محل سکونت تهرانملاردمرکزیمارلیک
محل شهادت کرمانشاهقصرشیرینمرکزیقصرشیرین
محل مزار مطهر شهید کرمانشاهسرپل ذهابمرکزیبشیوه پا طاق
تاریخ شهادت 1368/2/30
یگان خدمتی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران
مسئولیت فرمانده گردان
شرح مسئولیت

غلامرضا در طی 9 سال فعالیت در سپاه پاسداران مسئولیت های مختلفی را عهده دار شده بود که آخرین مسئولیت ایشان فرماندهی گردان مرصاد از تیپ 127 مقدار بوده است

نحوه شهادت

انفجار مین

زندگی نامه شهید غلامرضا رشیدی

شهید غلامرضا رشیدی در سال 1343 از میان خانواده ی مستضعف در روستای یاطاق از توابع شهرستان سرپل ذهاب دیده به جان گشود ایشان تحصیلات دوره ابتدایی خود را در روسای مذکور به پایان رسانید و جهت ادامه تحصیل در مقطع راهنمایی به شهرستان سرپل ذهاب رفت و تحصیلاتش را با موفقیت به پایان رسانید و جهت ادامه تحصیل در مقطع راهنمایی به شهرستان سرپل ذهاب رفت تحصیلاتش را به پایان رسانید سال سوم راهنمایی این شهید مصادف با پیروزی انقلاب اسلامی گردید که ایشان در تمام فعالیت ها جهت به ثمر رساندن انقلاب اسلامی در شهرستان ذکر شده نقش به سزایی ایفا نمود پس از آغاز جنگتحمیلی شهید رشیدی تحصیلات اول متوسطه را رها کرد و از طریق بسیج راهی جبهه های نبرد گردید و در طی این مدت در مناطق عملیاتی جنوب ،غرب، شمال غرب فعالانه در اکثر عملیات ها و چه در تیپ نبی اکرک (ص) و چه در تیپ مسلم بن عقیل (ع) و چه در تیپ مقداد نقش بسیار موثری ایفا نمود غلامرضا پس از 3 سال خدمت صادقانه در سال 1362 با همسرس مهربان و متدین تشکیل خانواده می دهد که حاصل این ازدواج 2دختر و 1 پسر می باشد. غلامرضا در طی 9 سال فعالیت در سپاه پاسداران مسئولیت های مختلفی را عهده دار شده بود که آخرین مسئولیت ایشان فرماندهی گردان مرصا از تیپ 127 مقدار بوده است سرانجام در تاریخ 30/2/1368 ساعت 2:30 بعد از ظهر در منطقه استفحاظی و عملیاتی غب کشور ( در شمال شهر قصر شیرین ) بر اثر انفجار مین به هادت رسید.

نامه شهید غلامرضا رشیدی ( تاریخ نامه : 1/1/1)

... بنده در خدمت این دنیای محبت و این دنیایی که همه حرفایش از اسلام بود و از همه لحاظ می باشد از او برداشت مهم و خوب کرد ، حتی از نشستن روی زمین و بعد بلند شدن...

خاطره شهید غلامرضا رشیدی (راوی : ثبت نشده)

غلام خدا می خواند و بایاد خدا غلام دلش گلدان گلهای دها بود تنش افتاده در خاک خونین نگاهش رو به سوی کربلا بود

JoomShaper